صدای باران

باز اينجام

ارسال‌شده در Uncategorized توسط taranom8080 در فوریه 12, 2010

انگار اين شده بلاگ جانشين
هر وقت اون يكي باز نمي شه ميام اينجا
البته يك خاصيت ديگه اي هم داره
چون نظر دادن توش تاييد مي خواهد -ازش بعنوان سالن گفتگو با دوستام هم استفاده مي كنم -اينم خودش يه مدليه
دستم درد مي كنه -احساس نا تواني در جواني مي كنم ولي راستش ناراحت نيستم -خودمو به اون راه مي زنم و يا خيلي خوشم نمي خواهم اين همه خوشيم خراب شه؟خودمم هم نمي دونم درست …..هفته بعد مسافرت….

ارسال‌شده در Uncategorized توسط taranom8080 در ژانویه 7, 2010

دلم ميخواهدبرات يك چيزي بخرم كه هيچ كس نخريده تاحالا
كه وقتي كادو را باز ميكني همه بفهمن چقدر مابهم نزديكيم
فهميدم
لباس زيرت را مي خرم يك ست سرمه اي ….

ارسال‌شده در Uncategorized توسط taranom8080 در دسامبر 10, 2009

هيچي …فقط به پايان يك رابطه مسخره فكر مي كنم …يك جامشين مي خواهي …نه؟بدون عديل هم ميشه ….شايد ولي ذهن با جانشين راحت تره …چه كودكانه است

آرايش

ارسال‌شده در Uncategorized توسط taranom8080 در دسامبر 6, 2009

مدتها بود آرايش نكرده بود آرايش نكرده بود

سايه سفيد تمام پلك

مداد آبي بالاي مژه هام

مداد سرمه اي تو و گوشه بيروني چشم

يك امتداد كوتاه از گوشه چشم اون هم سرمه اي

خط لب قهوهاي تيره

روژجيگري

ابروهام و كوتاه تر كردم

و آينه نظر داد :چشمهاي شيطونت ،حالا داره برق ميز نه و لبها خيلي مات شده اما جلو تر نشون مي ده و ….

بخند ..آها ..زودتر از لبانت چشمها خنديد

تنبلانه

ارسال‌شده در Uncategorized توسط taranom8080 در دسامبر 5, 2009

همچنان احساس نياز ميكنم
دلم ميخواهدبيشتر توي خونه باشم
انگار هنوز آمادگي سر كار رفتن ندارم
نه جسمم
كه بشترروحم
گرچه اين سر ما خوردگي جسمم را ضعيف كرده و دلشم نمي خواهد منو رها كنه ولي بيشتر حسش نيست
محل كار جديدم فقط 1 روزبودم
چه زمان خوبي بودبراي استرحت
چقدربه اين وقفه نياز داشتم
و كاش طولانيتربود

ارسال‌شده در Uncategorized توسط taranom8080 در دسامبر 3, 2009

تويخونه موندن باعث شده احساس اون زمانهايي كه بيكار بودم و هميشه توي خونه دوباره برام تكرارا بشه راستي چه دوران سختي بود دائم توي خونه بودن و بيكار بودن
كار را دوست دارم :خيلي چيز هابهم داد
آزادي و استقلال مالي
مدتها است هر چيزي كه مي خواهم بي بهونه و منطق مي خرم
هر چي كهخوشم بياد
گاهي با دلايل كاملن الكي
صرفا براي لذت بردن از اينكه مال خودمه :مال خودم
هيچ وقت به حساب بانكيم فكر نكردم
ولي از اينكه يك حساب پر دارم كه كليشم قرض دادم احساس خوبي دارم
پول براي خرج كردنه و هميشه وقتي هر كي مي گفت :حالا صبر
كن كن بزار خودت پول در بياري خسيس مي شي
من تو دلم با هر بار ولخرجي مي گم هه هه ميبينيد كه من مالك پولم هستم نه اون مالك من

مثل هيچ چيز

ارسال‌شده در Uncategorized توسط taranom8080 در نوامبر 28, 2009

انگار عقده انتخاب دارم ….ساعتها است دارم فكر مي كنم خودم انتخاب كردم اين جابجايي رو يا نوعي اجبار بود
ميشه گفت نوعي اختيار آگاهانه در عين اجبار بود
دوست دارم همه چيز رو از نو بسازم
رخيلي چيز ها در من بنا به شرايط محيطي تغييركرد
كه خيلي ها شو دوست ندارم
مي خواهم همه چيز راباز سازي كنم آگاهانه
و فكر مي كنم اين فرصت را دارم
وفكر ميكنم موفق مي شم
انگاربه پيشواز يك خود تازه مي رم
اميدوارم خوب تصويرش كنم

jy

ارسال‌شده در Uncategorized توسط taranom8080 در نوامبر 27, 2009

تغيير دادم
محل كارم را تغيير دادم و رفتم يك دفتر جديد
تا خدا چي بخواهد
ولي احساسم بهم مي گه خيلي به موقع بود
ديگه داشتم شخصيتم را از دست مي دادم
شكر -راضيم قده قده همه بلندي هاي عالم

ارسال‌شده در Uncategorized توسط taranom8080 در اکتبر 26, 2009

ببین کمترین ضرر این فکر های مزخرف که عمرت را در آن غرق کردی این خوردن های بی رویه عصبی است .یکنگاه به زندگیت بکن !

چهل روز(اول آبان -دهم آذر)

ارسال‌شده در Uncategorized توسط taranom8080 در اکتبر 22, 2009

مشترکات :
1-صبح دعای عهد
2-عصر آل یاسین
3-شب 100 صلوه هدیه به امام عصر (عج)
شنبه :یس هدیه به پیامبر مهربونم
یک شنبه :یک روز نماز قضا
دوشنبه :زیارت امام حسین(ع)
سه شنبه :ذکر استغفار 300 مرتبه
چهار شنبه :یک دعا از صحیفه سجادیه
پنج شنبه :روزه
جمعه:ندبه
این برنامه چله نشینی که یکی از دوستانم به آن دعوت کرده واگر خدا بخواهد می خواهم اونو انجام بدم
ضمن اینکه این چهل روز این نفس شکمو را مهار کنم تا 4 کیلو کم شدن بنظرم همه چیز عالیه
و فرداآغاز است …..

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.