آرايش
مدتها بود آرايش نكرده بود آرايش نكرده بود
سايه سفيد تمام پلك
مداد آبي بالاي مژه هام
مداد سرمه اي تو و گوشه بيروني چشم
يك امتداد كوتاه از گوشه چشم اون هم سرمه اي
خط لب قهوهاي تيره
روژجيگري
ابروهام و كوتاه تر كردم
و آينه نظر داد :چشمهاي شيطونت ،حالا داره برق ميز نه و لبها خيلي مات شده اما جلو تر نشون مي ده و ….
بخند ..آها ..زودتر از لبانت چشمها خنديد
تنبلانه
همچنان احساس نياز ميكنم
دلم ميخواهدبيشتر توي خونه باشم
انگار هنوز آمادگي سر كار رفتن ندارم
نه جسمم
كه بشترروحم
گرچه اين سر ما خوردگي جسمم را ضعيف كرده و دلشم نمي خواهد منو رها كنه ولي بيشتر حسش نيست
محل كار جديدم فقط 1 روزبودم
چه زمان خوبي بودبراي استرحت
چقدربه اين وقفه نياز داشتم
و كاش طولانيتربود
تويخونه موندن باعث شده احساس اون زمانهايي كه بيكار بودم و هميشه توي خونه دوباره برام تكرارا بشه راستي چه دوران سختي بود دائم توي خونه بودن و بيكار بودن
كار را دوست دارم :خيلي چيز هابهم داد
آزادي و استقلال مالي
مدتها است هر چيزي كه مي خواهم بي بهونه و منطق مي خرم
هر چي كهخوشم بياد
گاهي با دلايل كاملن الكي
صرفا براي لذت بردن از اينكه مال خودمه :مال خودم
هيچ وقت به حساب بانكيم فكر نكردم
ولي از اينكه يك حساب پر دارم كه كليشم قرض دادم احساس خوبي دارم
پول براي خرج كردنه و هميشه وقتي هر كي مي گفت :حالا صبر
كن كن بزار خودت پول در بياري خسيس مي شي
من تو دلم با هر بار ولخرجي مي گم هه هه ميبينيد كه من مالك پولم هستم نه اون مالك من
مثل هيچ چيز
انگار عقده انتخاب دارم ….ساعتها است دارم فكر مي كنم خودم انتخاب كردم اين جابجايي رو يا نوعي اجبار بود
ميشه گفت نوعي اختيار آگاهانه در عين اجبار بود
دوست دارم همه چيز رو از نو بسازم
رخيلي چيز ها در من بنا به شرايط محيطي تغييركرد
كه خيلي ها شو دوست ندارم
مي خواهم همه چيز راباز سازي كنم آگاهانه
و فكر مي كنم اين فرصت را دارم
وفكر ميكنم موفق مي شم
انگاربه پيشواز يك خود تازه مي رم
اميدوارم خوب تصويرش كنم
jy
تغيير دادم
محل كارم را تغيير دادم و رفتم يك دفتر جديد
تا خدا چي بخواهد
ولي احساسم بهم مي گه خيلي به موقع بود
ديگه داشتم شخصيتم را از دست مي دادم
شكر -راضيم قده قده همه بلندي هاي عالم
ببین کمترین ضرر این فکر های مزخرف که عمرت را در آن غرق کردی این خوردن های بی رویه عصبی است .یکنگاه به زندگیت بکن !
چهل روز(اول آبان -دهم آذر)
مشترکات :
1-صبح دعای عهد
2-عصر آل یاسین
3-شب 100 صلوه هدیه به امام عصر (عج)
شنبه :یس هدیه به پیامبر مهربونم
یک شنبه :یک روز نماز قضا
دوشنبه :زیارت امام حسین(ع)
سه شنبه :ذکر استغفار 300 مرتبه
چهار شنبه :یک دعا از صحیفه سجادیه
پنج شنبه :روزه
جمعه:ندبه
این برنامه چله نشینی که یکی از دوستانم به آن دعوت کرده واگر خدا بخواهد می خواهم اونو انجام بدم
ضمن اینکه این چهل روز این نفس شکمو را مهار کنم تا 4 کیلو کم شدن بنظرم همه چیز عالیه
و فرداآغاز است …..
ارشدیسم
این ارشد خوندنت چی شد نکنه تو هم می خواهی بری سر بازی ؟
(کاش سربازی بود یه بهونه داشتم یا یکی می رفتم خونه آقای شوهر می گفتم ایشش میخواستم ارشدبخونم این حاج آقا نذاشت …هه هه)
برای من 50 کیلو هستم
فراد لاغر گرسنگی را تحمل می کنند زیرا می دانند که دردهای گرسنگی همیشه می آید و می رود، گاهی اوقات خریدارش باشید.
تنبیهات
ببینم پولدادی دکتر رفتی رژیم گرفتی مثلا بزاری تو کیفت
حتی دو هفته نمی تونی روی یک برنامه باشی ؟
جدن فکر می کنی دکتره باید بیاد جای تو رعایت کنه
اون چه که می خواهی فقط دست خودته
چرا این قدر بی اراده شدی
اراده یادته یک زمانی شده بود کابوست ؟
باید رعایتش کنی این توبمیری از اون تو بمیری ها نیست
منننننننن 50 کیلو هستم قول میدم اینو اینجا بنویسم
مشکل اینه که خوب رعایت می کنیا تا میایی به نخوردن عادت کنی یهو یک روز می زنی زیر همه چیز
عالی رعایت می کردی
دو بار ه شروع دست بر نمی دارم من
من می خواهم 50 کیلو بشم ……………………………
بیان دیدگاه