صدای باران

آرايش

Posted in Uncategorized by taranom8080 on دسامبر 6, 2009

مدتها بود آرايش نكرده بود آرايش نكرده بود

سايه سفيد تمام پلك

مداد آبي بالاي مژه هام

مداد سرمه اي تو و گوشه بيروني چشم

يك امتداد كوتاه از گوشه چشم اون هم سرمه اي

خط لب قهوهاي تيره

روژجيگري

ابروهام و كوتاه تر كردم

و آينه نظر داد :چشمهاي شيطونت ،حالا داره برق ميز نه و لبها خيلي مات شده اما جلو تر نشون مي ده و ….

بخند ..آها ..زودتر از لبانت چشمها خنديد

یک پاسخ

با استفاده از RSS در دیدگاه‌ها مشترک شوید.

  1. علی said, on دسامبر 7, 2009 at 8:43 ب.ظ.

    فقط الان فرصت شد نظرهاتو بخونم .
    من به احتمال زیاد فردا شب و پس فردا شب باید پادگان بمونم ، اینترنت ندارم .
    وقتی برگشتم جوابتو میدم . گفتم اینو بهت بگم یه موقع فکر نکنی نمیخوام جوابتو بدم .


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.